بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 78

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

الباب العاشر فى الحفظ و الإرادة و الطّلب حفظ السّرّ بالعلم غفلة حفظ دل و سرّ از خطرات نفسانى و شيطانى ، بسبب علم اكتسابى ، يا علم سلوكى ، يا مطلق دانش ، غفلت است و كذا حفظ نفس از شرارت ، و مراد از غفلت غفلت است از مكايد نفس و شيطان و غفلت از اينكه علم حافظ نمىشود و به اين معنى مراد از سرّ ، مطلق باطن است . و بالحقيقة تكلّف و حفظ سرّ با مشاهدات و حالات تكلّف و خود را به زحمت حفظ انداختن است ، زيرا كه مشهود خودش حافظ است . و بالحقّ عجز يعنى حفظ با حق ، دليل عجز امكان است كه عين نهايت عبوديّت و افتقار است به حق ، و عجزيست كه مطلوب از فقر همانا آنست پس قسم اوّل ، براى مبتديان سالك يا اهل علم و عمل ظاهر است ، و دوّم براى صاحبان حالات و سوّم براى منتهيان و كاملان قوله ق حفظ القلب من وجهين حافظ و محفوظ در حفظ قلب دو وجه ملحوظ است يكى حافظ كه حق است و ديگرى محفوظ كه عبد يا قلب عبد است . فالحافظ راع للحقيقة پس حافظ پاسبان حقيقت است . و المحفوظ راع للغفلة و محفوظ كه عبد صاحب قلب است مراعات‌كنندهء غفلت است ، اين معنى ظاهريست و معنى عالى اينست كه سالك در مرتبهء تجلّيات حالى كه صاحب قلب است ، و در اواسط حال ، حافظ قلب است پس او پاسبان است براى حقيقت كه مشاهده است ، و محفوظ ، سالكى است كه در نهايت درجه و ملحوظ حق است ، و دل او عرش رحمان و پاسبان غفلت است ، يعنى از خود و نفس و پندار خود غفلت دارد ، كه غفلت ممدوح است و مطابق اين معنى است كلمات ما بعد مصنّف ، و محتمل است كه مراد از حافظ كه مراعات‌كنندهء حقيقت است ، آن باشد كه او پاسبان و منتظر مشاهده است ، و بايد مشوب نكند اين مشاهده را با خيالات و حجابات تفكّرات ، و به عبارت اخرى استقامت كند در حفظ حقيقت مشهود ، از تطاول نفس ، زيرا در اوّل سلوك ، سالك